تبليغاتX
.::يادداشت‌هاي يك كارشناس روابط عمومي::.
به دامين خودم رفتم ...
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در یکشنبه 1386/12/19 |
كاربران كامپيوترخيلي از كاربران اينترنت در حال حاضر از اين فناوري براي چك كردن ايميل، به روز كردن وبلاگ‌هاي شخصي و يا چت و ارتباط استفاده مي‌كنند. به صورت تقريبي معدل سني اين كاربران هم بين ۱۵ تا ۲۵ سال هستند. نوجوانان و جواناني كه با علاقه زياد اخبار و تغييرات را دنبال مي‌كنند و به دنبال استفاده بهتر از اين فناوري هستند. با اين تفاوت كه مهارت هاي به دست آمده را در همان مواردي كه ذكر شد به كار مي‌گيرند.
براي اين افراد توسعه دانش استفاده از اينترنت منحصر به ارتباطات و مخاطبين خودشان است. از طرفي نفوذ سخن و علاقه اين كاربران در خانواده بسيار زياد است و در تصميم گيري‌ها ورود مي‌كنند و خود را صاحب‌نظر در مسائل مختلف زندگي مي‌دانند.

از چه شيوه‌اي مي توان استفاده كرد كه كاربران بي‌تفاوت، به توليد علم روي بياورند؟!

شركت‌هاي خدمات شهري، مثل شركت آب و فاضلاب، گاز، مخابرات (ثابت و سيار)، برق و شهرداري به راحتي مي‌توانند اين جامعه را به توليد علم و اشاعه فرهنگ صحيح مصرف ترغيب‌ كنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در سه شنبه 1386/11/30 |
ديروز و امروز يك دوره آموزشي تحت عنوان رويكردهاي نوين در روابط عمومي داشتيم كه در مشهد در حال برگزاريه.
عملا كارگاه به كلاس آموزش ميل و وبلاگ ختم شد. در حال حاضر هم دوستان وبلاگ ها شون رو آپ مي كنند و من هم عكس هاي كلاس رو كه با گوشي مسئول روابط عمومي هرمزگان گرفتم، روي وبلاگم مي گذارم.روابط عمومي قم در حال تعارف سوهان

روابط عمومي قم در حال تعارف كردن سوهان، اي كاش كمي هم به درسش مي رسيد اين آقاي عمادي
 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در یکشنبه 1386/09/25 |
مديريتاين مطلب رو خيلي پيش تر توي وبلاگ آقاي هاشمي مدير روابط عمومي روزنامه قدس خونده بودم. آوردن اين مطلب و تكرارش براي خودم خيلي مفيد بود.

10 خطاي مديريتي

1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود.

اصل همين مطلب رو در اين سايت بخونيد.

نوشته شده توسط م. حق‌وردي در یکشنبه 1386/09/11 |
مراحل تدوين برنامه روابط عمومي:‏

‏1. مقدمه:‏
فهرست مطالب
خلاصه مطالب
شامل بررسي پيشينه نوع كار و مخاطبان مطلوب آن
در اين مقدمه مي توان به مسايل روابط عمومي و امور ي كه پيرامون موضوع تحت مطالعه قرار دارد پرداخت.‏
ترجيحا حداكثر دو يا سه پاراگراف باشد.‏

‏2. اهداف روابط عمومي:‏
هدف‌هايي كه برنامه يا پروژه براي دستيابي به آن ها تنظيم و اجرا مي شود.‏
معمولا هدف ها فهرست وار با شماره و يا حروف الفبا مشخص و از يكديگر جدا مي شوند.
اشاره به نقش ارتباطات در تحقق هدف

‏3. مخاطبان مطلوب:‏
ليست مخاطبان مورد نظر اين برنامه:‏
مخاطبان عمومي و همگاني
مخاطبان برون سازماني مورد نظر
مخاطبان درون سازماني

‏4. پيام‌هاي روابط عمومي
توليد و انتخاب پيام‌هاي نظام مند و خلاق اثربخش
در هر برنامه لازم است چند پيام ارتباطي در سطح كلان و چند پيام ارتباطي به تفكيك مخاطبان درون و برون سازماني ‏تدوين شود

‏5. استراتژي برنامه
راهبردها و شيوه هاي انتقال پيام
اتخاذ شيوه درست اطلاع رساني ويژه برنامه در حال تدوين ‏
تقاوت استراتژي اين برنامه با ساير برنامه ها



ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در سه شنبه 1386/09/06 |
برنامه ريزي روابط عموميهفته پيش به همت روابط عمومي يكي از استان‌ها دوره خوبي داشتيم تحت عنوان مديريت استراتژيك در روابط عمومي. مطالب اين دوره توسط يكي از بزرگواران روابط عمومي، دوست عزيز و گرامي آقاي حميد شكري ارائه شد. به نظر من هر روابط عمومي پيش از هر اقدامي بايد اين دوره را پشت سر بگذاره و چشم انداز حركت خودش رو بر اساس يك برنامه ريزي راهبردي تهيه و تدوين كنه. در اين پست سعي مي‌كنم چكيده اين كارگاه رو به دوستان عزيز ارائه كنم. هر چند مطالب زير كلي و تيتروار هستند و حتما بايد اين مفاهيم بسط و توضيح داده بشن، اما همين نكات هم قابل توجه و راهگشا خواهد بود.

گام اول: تثبيت جايگاه و نقش ويژه روابط عمومي در سازمان‏
‏1.‏ تشكيل جلسات نشست ‌ها، شوراها و مجمع‌ها
‏2.‏ افزايش توانمندي فردي گروهي كليه كاركنان ( تغيير از خود شروع مي شود)‏
‏3.‏ جايگاه تشكيلاتي مناسب براي خود داشته باشيم
‏4.‏ بودجه اعتبار، ابزار كار و امكانات
‏5.‏ جذب پشتيباني معنوي مدير

گام دوم:  تحقيق، بررسي وضعيت سازمان براي مسائل استراتژيك
‏1.‏ تحقيق مستمر: ( انواع نظرسنجي، انواع سنجش مسئوليت، سنجش مديريت)‏
‏2.‏ تحليل موقعيت
‏3.‏ هسته مركزي مشكل
‏4.‏ شناسايي اوليه گروه‌ها و منابع
‏5.‏ روشن ساختن دستورها، رسالت‌ها، ارزش‌ها و مسائل استراتژيك


ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در شنبه 1386/09/03 |
منبع: سايت كارگزار روابط عمومي
ترجمه: خانم مريم مداح

آدم هاي سمي، روابط سمي:
حتما تا به حال با افرادي برخورد داشتيد كه نوع برخورد، گفتار و رفتار آن ها ما را دچار عصبانيت، رنجش خاطر و سردرگمي مي كند.
روابط اين افراد، روابط سمي است و اين گونه افراد، افراد سمي به حساب مي‌آيند.

اکثر ما در اطراف خود آدم هايي داريم که رفتار آن ها گاه و بيگاه ما را بيچاره مي کند؛ از همکلاسي گرفته تا خواهر و برادر و دوست و همکار و ... رابطه با اين گونه افراد معمولا ما را دچار احساساتي مانند عصبانيت، سردرگمي، رنجش و مشابه اين ها مي کند؛ احساساتي که سلامت ما را به خطر مي اندازند. اين گونه روابط را مي توان «روابط سمي» ناميد و اگر اين گروه از آدم ها در ساير روابط شان همچنين رفتارهايي داشته باشند مي توان به آن ها گفت «آدم هاي سمي».

هيچ وقت شده به دوستي که شديدا به کمک احتياج داد نه بگوييد؟ احتمالا نه و درست به همين خاطر در خيلي مواقع با وجود کار و مشغله زياد، وقت تان را صرف اين کرده ايد که صرفا شنونده باشيد. شنونده اي که در صورت لزوم «بله» يا «نه» مي گويد. بعد هم احتمالا يک سردرد جانانه. اين سردرد دقيقا نشانه اين است که آتشبار يک ارتباط سمي شما را هدف گرفته است. در واقع هر ارتباطي که انرژي شما را تحليل ببرد، خسته و عصباني تان کند يا احساس تحقير و يا سردرگمي در شما به وجود بياورد سمي محسوب مي شود. اغلب اوقات ريشه سردردهاي ميگرني، پرش هاي عصبي چشم، حساسيت هاي پوستي و اختلالات تغذيه، در روابط سمي بلندمدت است. برخي از اين روابط سمي مي تواند طرح ها، روابط، برنامه ها و حتي خوشبختي شما را خراب کند. اين گونه روابط مي تواند مربوط به رييسي دمدمي مزاج باشد که هيچ وقت هيچ چيز راضيش نمي کند، دوستي باشد که منتظر است اشتباه کنيد تا مچتان را بگيرد يا پدر و مادري که با شما عين بچه ها رفتار مي کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در پنجشنبه 1386/08/24 |
همين تيتر كافيه تا با مفاهيمي مثل بازاريابي و روابط عمومي و معرفي نشان تجاري آشنا بشيم. اين مطلب رو روي وبلاگ دوست عزيزم آقاي امامي ديدم، البته منبع رو هم ذكر كرده بودن.

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاريابي به دانشجويان خود بود:

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم

شما در يک مهماني به همراه دوستانتون ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يکي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي کنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج کن" ، به اين مي گن تبليغات

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب مي کنين و ميرين پيشش ، اون رو به يک نوشيدني دعوت مي کنيين ، وقتي کيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي کنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي کنين و اون رو به يک سواري کوتاه دعوت مي کنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين ميگن روابط عمومي

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين که داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم يک سيلي جانانه نثار شما مي کنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي کنه ، به اين مي گن شکاف بين عرضه و تقاضا

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا

شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار!!!

نوشته شده توسط م. حق‌وردي در سه شنبه 1386/08/22 |
دو شرکت اینترنتی یاهو و مایکروسافت طی ماه اخیر با اعمال محدودیت نام کشور ایران را از لیست کشورهایی که می توانند از خدمات پست الکترونیک آنها استفاده نمایند - بدلیل اعمال تحریم های جدید ایالات متحده بر ضد این کشور - حذف نمودند.
ادامه ...
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در یکشنبه 1386/08/20 |
به ضرورت كاري بايد تعدادي بنر چاپ مي كرديم و در مورد يك جشنواره تبليغات محيطي انجام مي‌داديم. اولين مشكل اين بود كه به زعم بزرگواران سازمان زيباسازي شهرداري، طرح ما مشكل داشت و تصويب نشد. ناچار طرح رو عوض كرديم و ديگه مي‌شه به جرأت گفت چيزي از طرح باقي نمونده بود كه عنايت كردند و طرح رو تصويب كردند. مشكل بعدي اين بود كه تابلوهاي پرتابل‌هاي شهري (همين تابلوهايي كه كنار ميادين و وسط بلوارها توي تهران مي‌بينيم) پر بودند. بالاخره بعد كلي پيگيري موفق شديم مجوز نصب تعدادي داربست رو در سطح شهر بگيريم. آدرس ها به جز تعداد محدودي همه پرت و بلااستفاده بود. خدا سر و كارتون رو به مجري هاي محترم داربست نندازه كه وقتي بره‌كشونشون باشه تا تيغشون ببره مي برن و به فقير و غني رحم نمي‌كنن، خلاصه كه با هزار مصيبت اين كار رو انجام داديم. در انجام دادن اين جور كارها بي تجربه نبوديم اما اين بار ضيق زماني به روزگاري انداخت ما رو كه براي هيچ روابط عمومي پيش نياد. گفتن عبارت "خير" اصلا سخت نيست. اي كاش كمي جرأت گفتنش رو پيدا كنيم تا به التماس جماعت بي انصاف نيفتيم.
نوشته شده توسط م. حق‌وردي در چهارشنبه 1386/08/09 |