خيلي از كاربران اينترنت در حال حاضر از اين فناوري براي چك كردن ايميل، به روز كردن وبلاگهاي شخصي و يا چت و ارتباط استفاده ميكنند. به صورت تقريبي معدل سني اين كاربران هم بين ۱۵ تا ۲۵ سال هستند. نوجوانان و جواناني كه با علاقه زياد اخبار و تغييرات را دنبال ميكنند و به دنبال استفاده بهتر از اين فناوري هستند. با اين تفاوت كه مهارت هاي به دست آمده را در همان مواردي كه ذكر شد به كار ميگيرند.
روابط عمومي قم در حال تعارف كردن سوهان، اي كاش كمي هم به درسش مي رسيد اين آقاي عمادي
اين مطلب رو خيلي پيش تر توي وبلاگ آقاي هاشمي مدير روابط عمومي روزنامه قدس خونده بودم. آوردن اين مطلب و تكرارش براي خودم خيلي مفيد بود.1) وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند.
2) مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.
3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه ميكنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.
4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد ميكنند. اين برخورد باعث ميشود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بيانگيزه باشند.
5) با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن ميزنند.
6) كارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدمهاي نالايق ميسپارند.
7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليتها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب ميكنند.
8) با عدم انعطافپذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب ميكنند.
9) به دليل عدم تشخيص فرصتها و تهديدها، از انجام به موقع و حركتهاي توام با ريسك معذور است.
10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشماندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات ميشود.
اصل همين مطلب رو در اين سايت بخونيد.
1. مقدمه:
فهرست مطالب
خلاصه مطالب
شامل بررسي پيشينه نوع كار و مخاطبان مطلوب آن
در اين مقدمه مي توان به مسايل روابط عمومي و امور ي كه پيرامون موضوع تحت مطالعه قرار دارد پرداخت.
ترجيحا حداكثر دو يا سه پاراگراف باشد.
2. اهداف روابط عمومي:
هدفهايي كه برنامه يا پروژه براي دستيابي به آن ها تنظيم و اجرا مي شود.
معمولا هدف ها فهرست وار با شماره و يا حروف الفبا مشخص و از يكديگر جدا مي شوند.
اشاره به نقش ارتباطات در تحقق هدف
3. مخاطبان مطلوب:
ليست مخاطبان مورد نظر اين برنامه:
مخاطبان عمومي و همگاني
مخاطبان برون سازماني مورد نظر
مخاطبان درون سازماني
4. پيامهاي روابط عمومي
توليد و انتخاب پيامهاي نظام مند و خلاق اثربخش
در هر برنامه لازم است چند پيام ارتباطي در سطح كلان و چند پيام ارتباطي به تفكيك مخاطبان درون و برون سازماني تدوين شود
5. استراتژي برنامه
راهبردها و شيوه هاي انتقال پيام
اتخاذ شيوه درست اطلاع رساني ويژه برنامه در حال تدوين
تقاوت استراتژي اين برنامه با ساير برنامه ها
هفته پيش به همت روابط عمومي يكي از استانها دوره خوبي داشتيم تحت عنوان مديريت استراتژيك در روابط عمومي. مطالب اين دوره توسط يكي از بزرگواران روابط عمومي، دوست عزيز و گرامي آقاي حميد شكري ارائه شد. به نظر من هر روابط عمومي پيش از هر اقدامي بايد اين دوره را پشت سر بگذاره و چشم انداز حركت خودش رو بر اساس يك برنامه ريزي راهبردي تهيه و تدوين كنه. در اين پست سعي ميكنم چكيده اين كارگاه رو به دوستان عزيز ارائه كنم. هر چند مطالب زير كلي و تيتروار هستند و حتما بايد اين مفاهيم بسط و توضيح داده بشن، اما همين نكات هم قابل توجه و راهگشا خواهد بود.گام دوم: تحقيق، بررسي وضعيت سازمان براي مسائل استراتژيك
1. تحقيق مستمر: ( انواع نظرسنجي، انواع سنجش مسئوليت، سنجش مديريت)
2. تحليل موقعيت
3. هسته مركزي مشكل
4. شناسايي اوليه گروهها و منابع
5. روشن ساختن دستورها، رسالتها، ارزشها و مسائل استراتژيك
هيچ وقت شده به دوستي که شديدا به کمک احتياج داد نه بگوييد؟ احتمالا نه و درست به همين خاطر در خيلي مواقع با وجود کار و مشغله زياد، وقت تان را صرف اين کرده ايد که صرفا شنونده باشيد. شنونده اي که در صورت لزوم «بله» يا «نه» مي گويد. بعد هم احتمالا يک سردرد جانانه. اين سردرد دقيقا نشانه اين است که آتشبار يک ارتباط سمي شما را هدف گرفته است. در واقع هر ارتباطي که انرژي شما را تحليل ببرد، خسته و عصباني تان کند يا احساس تحقير و يا سردرگمي در شما به وجود بياورد سمي محسوب مي شود. اغلب اوقات ريشه سردردهاي ميگرني، پرش هاي عصبي چشم، حساسيت هاي پوستي و اختلالات تغذيه، در روابط سمي بلندمدت است. برخي از اين روابط سمي مي تواند طرح ها، روابط، برنامه ها و حتي خوشبختي شما را خراب کند. اين گونه روابط مي تواند مربوط به رييسي دمدمي مزاج باشد که هيچ وقت هيچ چيز راضيش نمي کند، دوستي باشد که منتظر است اشتباه کنيد تا مچتان را بگيرد يا پدر و مادري که با شما عين بچه ها رفتار مي کنند.
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
شما در يک مهماني به همراه دوستانتون ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يکي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي کنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج کن" ، به اين مي گن تبليغات
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب مي کنين و ميرين پيشش ، اون رو به يک نوشيدني دعوت مي کنيين ، وقتي کيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي کنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي کنين و اون رو به يک سواري کوتاه دعوت مي کنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين ميگن روابط عمومي
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين که داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي کني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم يک سيلي جانانه نثار شما مي کنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي کنه ، به اين مي گن شکاف بين عرضه و تقاضا
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
شما در يک مهماني ، يک دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين که بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار!!!